تبليغاتX
سيب زميني هاي طلايي

سيب زميني هاي طلايي

حرف هايي براي ستوده

سلام مینا
نمیدونم کارت رسید یا نه؟ نتونستم چیزی بنویسم.حتی نامه ای که 100 بار نوِشتم نتونستم پست کنم.ترجیح میدم قضاوت بشم ولی ...به یادتم...

 

          اين جمله اي است كه بعد از ما هها انتظار به زبان فارسي برايم نوشته اي ..................

 

          ستوده ! كارت رسيد .........................كارتي با آرزوي سلامتي براي خيام هژبري ...........

          كارت را زيرورو كردم . فكر كردم دوباره با شيطنت هاي هميشگيت مرا سر كار گذاشته اي .دنبال نامه اي چند صفحه اي بودم ...........آنقدر هول شده بودم كه نمي دانستم چكار كنم ...........دنبال درزي بودم كه شايد نامه را در آن پنهان كرده باشي .  بيش از ده بار پاكت را پشت و رو كردم . ...........نامه اي نبود . هيچ نامه اي .

          تو حتي مرا از ديدن دست خط خودت محروم كرده اي ........

          ستوده ! تمام تلاشهايم براي اينكه حد اقل در يك ساعت از روز به يادت نباشم بيهوده است .

          جانا تو را كه گفت كه احوال ما مپرس           بيگانه گرد و قصه هيچ آشنا مپرس

         

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 11:4  توسط مينا  |